محمد حسين مختارى مازندرانى

107

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )

بر اين باورند كه در اينجا نيز نمىتوان با تمسك به عام ، عدالت فرد مشكوك را ثابت كرد به تعبير ديگر تمسك به عام در شبههء مصداقيّهء مخصّص اعمّ از مخصّص متّصل و منفصل به هيچ‌روى جايز نمىباشد . تنقيح مناط آن است كه شارع ، حكم را به سبب آن نسبت داده ، ولى اوصافى بدان مقترن گرديده كه در ثبوت حكم مدخليّتى ندارند ، لذا مجتهد ، حكم را از ميان آن اوصاف بيرون مىكشد و يا به اصطلاح منقّح و پاكيزه مىگرداند و آنها را از اعتبار انداخته تا حكم بتواند توسعه يابد و در مواردى ديگر بتوان از آن بهره جست . مثالى كه براى آن ذكر نموده‌اند ، داستان مربوط به اعرابى است كه به خدمت پيامبر ( ص ) شرفياب شد ، و گفت : يا رسول اللّه ! من هلاك شدم . حضرت فرمود : چه‌كار كرده‌اى ؟ گفت : در روز ماه رمضان با همسر خود آميزش نمودم . فرمود : يك بنده آزاد كن . از اين حكم چنين استفاده مىكنند كه اعرابى بودن و ماه رمضان آن سال و ديگر اوصاف ، خصوصيّتى ندارند ، بلكه حكم يادشده نسبت به تمامى افراد مكلّف و همهء ماه‌هاى رمضان ، تعميم دارد . و اين معنا را به اقتضاى مناسبت حكم و موضوع استنباط مىنمايند .